محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

582

مخزن الأدوية ( ط . ج )

را فارغه نيز نامند و به فارسى فاخره و كبابه دهن شكافته و كبابه دهن گشاد گويند . ماهيت آن : بزرگتر از كبابه است و به قدر نخودى و جوزى رنگ و تا به نصف شكافته و در جوف آن دانه كوچكى مدور و سياه براق و با عطريت و از زيربادات هند و بلاد سودان آورند و در لطوخات و لخالخ و اشباه آنها مستعمل دارند . طبيعت آن : به قول شيخ الرييس گرم و خشك در سيّم و به قول ديگران در اول دويّم گرم و در آخر دويّم خشك . افعال و خواص آن : با قوّت محلله و بسيار قابض . * امراض الرأس و القلب * آشاميدن آن جهت امراض بارده دماغيه و رياح غليظه و جنون و لخلخه آن جهت تقويت دماغ و قلب . * الفم * مضمضه به عصاره آن جهت لذع دهان . * اعضاء الغذاء * مقوى معده و هاضمه و جگر بارد و مفتح سدد و منقى اخلاط بلغمى و سوداوى و داخل ادويه مصلحه معده و كبد بارد و گرده مىشود و جهت سوء استمراء و اغذيه بارده جهت اسهال بارد نافع و حابس شكم . مصدع محرور ، مصلح آن كافور و نيلوفر و روغن بادام و گلاب . مقدار شربت آن : تا دو درهم است . فالبرنس به فتح فا و الف و كسر لام و فتح باى موحده و سكون راى مهمله و ضم نون و سين مهمله و در بعضى لغات بدون نون آمده و آن را فالى بورس نيز نامند . ماهيت آن : نباتى است كه از بيخ‌هاى باريك شاخ‌هاى بسيار مىرويد به طول دو نيزه و گره‌دار شبيه به نى و تخم آن سفيد به قدر جاورس اندك طولانى و بيخ آن را فايده‌اى نيست در طب . طبيعت آن : گرم و خشك با حرارت لطيفه . افعال و خواص آن : * اعضاء النفض * آشاميدن تخم و برگ و عصاره آن هر يك به تنهايى و يا مجموعى با آب و يا با شراب جهت اوجاع مثانه مفيد . فالنجيقن به فتح فا و الف و كسر لام و سكون نون و كسر جيم و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح قاف و سكون نون . لغت يونانى است به معنى رتيلا و فالنجيطس و لوقاقينس نيز آمده . ماهيت آن : نباتى است كه آن را دو شاخ يا سه شاخ متفرق مىباشد از يكديگر و گل آن سفيد شبيه به سوسن و اندك مشرف و تخم آن سياه به قدر نصف عدسى و باريك‌تر از آن و بيخ آن كوچك باريك و در هنگام قلع از زمين زرد پس سفيد مىگردد و منبت آن تلهاى خاك . افعال و خواص آن : جهت نيش حيوانات سمى نافع و ديسقوريدوس گفته آشاميدن برگ و گل و تخم آن با شراب جهت لسع عقرب و نهش رتيلا نافع است . فالوذج به فتح فا و الف و ضم لام و سكون واو و فتح ذال معجمه و جيم و فالوذق به قاف نيز آمده ، معرب پالوده فارسى است . ماهيت آن : به اصطلاح قديم حلواى نشاسته را نامند كه با روغن بادام و يا روغن پسته تناول نمايند و به اصطلاح جديد معروف در اين زمان در اكثر بلدان آنست كه نشاسته را در آب گرم بسيار حل مىنمايند و صاف كرده طبخ مىدهند كه خوب پخته و خامى آن زايل شده به حد انعقاد رسيده كه چون در آب ريزند مخلوط به آب نگردد پس در ظرفى تنگ ريخته به حجم نيم انگشت و بعد سرد شدن قطعه‌هاى بسيار كوچك لوزى بريده در شربت قند يا نبات يا دوشاب سفيد جيّد مطيب به گلاب و يا عرق بيدمشك و يا هر دو ريخته يخ و يا برف داخل كرده تناول مىنمايند و يا آنكه بعد كمال طبخ به سرحد انعقاد رسيدن اندك اندك در پاتيلى مشبك ريخته در زير آن ظرفى آب سرد كرده گذاشته به قاشق مىمالند تا مانند دانه‌هاى مرواريد از سوراخ‌هاى پاتيل برآمده در آب سرد ريخته منعقد گردد پس به دستور در شربت ريخته تناول مىنمايند . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : كثير الغذا و جهت اكثر امراض صدر و ريه و اسهال نافع و اگر بر آن تخم ريحان و يا تخم شربتى بپاشند تقويت آن معده را و حبس آن اقوى مىگردد . فانيذ به فتح فا و كسر نون و سكون يا و ذال معجمه به فارسى قند نامند . در ماهيت آن اختلاف است بعضى را عقيده آنست كه آب نيشكر بعد از طبخ و انعقاد و هرگاه بىتصفيه باشد آن را قند سياه گويند و اطبا آن را شكر احمر يعنى شكر سرخ نامند و اصل آنست كه شكر به اعتبار نيشكر سه نوع مىباشد : يكى سياه رنگ كه به هندى كر نامند و يكى سرخ رنگ كه شكر احمر است و به هندى لال چينى و شكر ترى زيرا كه در بنگاله شكر را چينى مىنامند و يكى سفيد و آن را به هندى كهاند گويند و چون شكر سفيد را به آب گداخته بجوشانند و كف شير و يا سفيده تخم مرغ بر آن زنند و صافى نموده منعقد گردانند آن را نبات سفيد گويند و چون مرتبه ديگر تصفيه كرده در ظرفى بريزند كه در آن جدا گردد آن را شكر سليمانى گويند و چون ديگر باره طبخ نموده تصفيه نمايند و در قالب صنوبرى بريزند آن را فانيذ گويند